تبلیغات اینترنتیclose
من توي عالم خودم بودم( اصغر عظیمی مهر )
پیچک ( اصغر عظیمی مهر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 19 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

« تومور »

من توي عالم خودم بودم
سايه ت از راه دور پيدا شد!

داشتم زندگيمو ميكردم!
سر و كله ت چه جور پيدا شد؟!

بس كه راه اومدم به دنبالت
قوزك هر دو پام كلافه شده!

من رماتيسم داشتم از قبل ؛ 
تازه واريس هم اضافه شده!

نمك زندگيم اگه تو بشي
بعد از اين قند خون نميگيرم!

مطمئنم كه وقت پيري هم
پوكي استخون نميگيرم!

فكر تو عادت شبونه م بود!
شبو با فكر تو سرآوردم!

سرطانم اگرچه خوش خيمه
تومور مغزي ام درآوردم!

شب تا صب سرفه ميكنم؛ بي تو –
به چشام خواب خوش حروم شده

گرچه همپاي پاكت سيگار
شربت سرفه مم تموم شده!

چشممو سفت سفت مي بندم
ولي مغزم دوباره بيداره!

تازگي قرص خواب هم حتي –
ديگه رو من اثر نميذاره!

بلكه تو از دلم بري بيرون -
عمل قلب ِ باز هم كردم!

وقتي ديدم كه ناموفق بود
به پزشك اعتراض هم كردم!

گريه هام پيش اين پرستارا
آبروي نداشتمو برده ن!

تو كه رفتي تموم اين دردا
كم كم از پا منو درآورده ن!

بس كه زخمي شدم اتاق عمل –
ديگه انگار مثل خونه م بود!

توي هذيانهاي بعد از عمل
فقط اسم تو رو زبونم بود!

ولي من با تموم اين دردا
باعث درد هيشكي نشدم!

خيليا خواستن منو اما
هيچوقت مرد هيشكي نشدم!

سرمو ميزنم توي ديوار
تا تو باور كني جنونم رو

تا پرستار من بشي اونوقت –
هي بگيري فشار خونم رو !

رگاي گردنم ورم كرده ن!
از شقيقه م عرق سرازيره!

دستپاچه منو به درمونگاه –
ميرسوني ولي ميگن : ديره!

 

اصغرعظیمی مهر



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار اصغر عظیمی مهر -3, | بازديد : 11