تبلیغات اینترنتیclose
بعد مرگم جنازه ی من را در (( پیاده نرو )) بیندازید( اصغر عظیمی مهر )
پیچک ( اصغر عظیمی مهر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

تا زمین سرزمین احمقهاست ...
**

بعد مرگم جنازه ی من را در (( پیاده نرو )) بیندازید
ساعتی در شراب غسل دهید بعد در آبجو بیندازید

مرگ من یک سوال پیچیده ست؛ آخرش سر به مهر می میرم
‍پس به جای کفن جنازه ی من را توی پالتو بیندازید

تا نگویند مرد ناکامی مرد درحسرت همآغوشی
زیر و رویم به جای خاک و لحد چادر و مانتو بیندازید

بعد از قبرخویش می رویم ،: (( این درخت ازجهنم آمده است ))!!!
با دروغ و فریب در بین مردم شهر چو بیندازید -

جرثقیل آورید و یکباره ریشه ام را درآورید از خاک
نه ! تبر آورید و روح مرا با درختان مو بیندازید

از سرم کاغذی بسازید و خط به خط اشتباه بنویسید
خشمگینانه اش مچاله کنید گوشه ی راهرو بیندازید

یا که تقویم از تنم سازید و مرا روی میز بگذارید
دست من را کتاب شعر کنید ؛ گوشه ای در کشو بیندازید

یا نه با یک تسلسل باطل دور باطل کنید دنیا را
روح و جسم مرا - دو عقربه را - در دو میدان دو بیندازید

منزوی را به انزوا ببرید ؛ شاملو را در آورید از خاک 
و تمام گناه نیما را گردن شعر نو بیندازید

تا زمین سرزمین احمقهاست حرف من را کسی نمی فهمد
های اطرافیان عزراییل !!! مرگ من را جلو بیندازید !!!

 

  اصغر عظیمی مهر

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار اصغر عظیمی مهر -1, | بازديد : 121